
آرامش وجودم رو پر کرد و گرم احساس پدرانهش شدم، پیشونیم رو بوسید و به داخل هدایتم ک رد.
کلی شیطنت با سایت ازدواج اغازنویسی
مامان فرزانه رو بغل کردم و بوسیدمش و سایت ازدواج همسریابی آغاز نو کاناپه تک نفره ای نشستم و رها لباسهاش رو عوض کرد و با کلی شیطنت با سایت ازدواج اغازنویسی به اتاق سایت ازدواج اغازنو رفتن و خنده هاشون تا طبقه پایین و توی پذیرایی می اومد جای خالی سایت ازدواج اغازنو پتکی شده بود توی سرم و همش بهم جای خالیش رو یادآوری می کرد.
با اجازه ای گفتم و جمع رو ترک کردم و رفتم بالا که چادرم رو در بیارم و لباسهام رو عوض کنم.
با دست های لرزون در اتاق رو باز کردم و با باز کردن در اتاق بوی سايت همسریابی اغازنو مشامم رو نوازش کرد، با کوله باری از غم وارد اتاق شدم و عطرش رو استشمام می کردم. مقابل میز و آینه اتاقش روی صندلی نشستم و به تصویر خودم که جلوی دیدم تار بود خیره شدم.
یاد فیلم عقدمون افتادم که توی دوربین سایت همسریابی آغاز نو ازدواج موقت هم بود و آرتینا فیلمبرداری کرده بود.
از شب آخر یادم مونده بود که دوربین کجاست!
در کشو اول رو باز کردم و سایت ازدواج همسریابی آغاز نو رو برداشتم، دکمه روشن رو لمس کردم و به صفحه ی کوچیکش خیره شدم فیلمهای دانشگاه سایت ازدواج اغازنو همکلسیهاش و...
سایت همسریابی آغاز نو ازدواج موقت همه توی دوربین بود و من با دقت نگاه می کردم دلتنگ تر می شدم، داشتم فیلم هارو رد می کردم که چشمم به فیلم درد آوری خورد! صدای سايت همسریابی اغازنو مدام توی سرم اکو می شد و من با هر حرفش خورد تر می شدم! دختر بغلش عاشقانه آرتام رو در آغوش گرفته بود و صدای خنده هاش تا عرش آسمون می اومد مدام حرفای آرتین توی سرم مرور می شد و من هر لحظه مأیوس تر می شدم صدای سايت همسریابی اغازنو توی فیلم مثل ندایی در سرم تکرار شد.
سایت ازدواج اغازنوشهر امروز چهار بهمنه
سایت ازدواج اغازنوشهر امروز چهار بهمنه و من در کنار بهار، عشق زندگیم اومدیم شمال و الان داریم خاطره زندگیمون رو در اولین مسافرت مشترکمون ثبت می کنیم!
دیگه بقیه ی حرفاش رو نشنیدم گوشهام کَر کَر شد، زنگ می زد و اشکهام بازم مثل تموم زندگیم شریک تنهاییم شد، بهم نامردی کرد! سایت همسریابی آغاز نو ازدواج موقت دوماه بعد عقدمون و بیست روز قبل تو کما رفتنش! نامردی کرد به عشق پاکم. سرم رو توی سایت ازدواج همسریابی آغاز نو گرفتم و همش با خودم تکرار می کردم: نه، سایت ازدواج اغازنویسی نه دروغه! من دارم اشتباه می کنم! سعی کردم محکم باشم، نباید خودم رو می باختم، شاید... شاید من اشتباه کردم، شاید این فیلم مربوط به گذشته سایت ازدواج اغازنو باشه! گذشتهش ربطی به من نداره، سایت ازدواج اغازنوازش عمیقی کشیدم و اشکهام که راه خودشون رو در بر گرفته بودن رو پس زدم، دوربین رو سر جاش گذاشتم