
طرفش براق شدم و غریدم:
-میگم این وحشیه، بهم حق بده. متعجب سایت صیغه موقت رسمی کرد و من بلند شدم و به زورا که همچنان »جینی جینی« میکرد،
سایت صیغه موقت رسمی کردم.
-جینی دیگه کدوم خریه؟ زورا سایت ازدواج موقت رایگان کرد و گفت: -اون که خر نیست، گربه ست. -اوه خوبه حداقل میدونین خر چیه. وایسا چی؟ گربه؟!
زورا: گربه ی جادوگر من. چشم هام گرد شد که یهو یه گربه ی سیاه داخل اتاق دوید. چشم هام شد قد سوراخ چاه توالت! )
دیگه شرمنده، کاسه و نعلبکی و گردو و این ها تکراری بودن. (به گربه سایت ازدواج موقت رایگان کردم. چشم های زرد و موهای سیاه داشت. زورا گفت گربه ی جادوگر من، فکر کردم همسریابی هلو تلگرام یه گربه با کاله جادوگری و شنل میاد.
مخ ندارم دیگه. (-این همسریابی هلو تلگرام چیه؟! زورا: گربه. -اِ نه بابا؟ من فکر کردم توله گرگه. زورا عاقل اندرسفیه سایت ازدواج موقت رایگان کرد و لونیا گفت: -به کارِت برس زورا. زورا رفت سمت همون گربهِ –جینی- بغلش کرد و بعد بهم اشاره کرد تا دوباره رو تخت سنگی بخوابم.
باال رفتم و دوباره دراز کشیدم. زورا گربه رو کنارم رو تخت گذاشت و سمت سینی رفت. به گربهِ زل زدم که بهم خیره شده بود. سرم رو تکون دادم.
همسریابی آغاز نو ندیدی تا حالا؟
-هان چیه؟ یه ابر ورود به همسریابی آغاز نو ندیدی تا حالا؟ گربه: نه، اسکل ندیدم. حالا همسریابی هلو تلگرام فکر نکنین سایت صیغه آغاز نو زبون باز کرده ها، این تصوراتم بود. زورا با یه چیزی تو دستش سمتم اومد. به دستش کردم و دیدم که یه بطری کوچیکه که توش یه مایع غلیظ و سیاه رنگه. کنارم ایستاد و به گربه -جینی- همسریابی هلو کرد. اون گربه هم که انگار منتظر همین عکس العمل بود، همسریابی هلو به زورا انداخت و بعد سرش رو طرف من کرد. بهم نزدیک شد و بعد زبونش رو در آورد و پیشونیم رو لیسید. جیغ زدم: -اه کثافت! حالم به هم خورد! لونیا: آروم! -خب لیسم زد. زورا: الزمه، خیسی زبون جینی جادوییه. حاال هم ساکت.
بعد انگشتش رو داخل اون مایع غلیظ کرد و کمی ازش رو بیرون آورد. نزدیکتر اومد و اون مایع رو به پیشونیم، همون جایی که گربه لیسیده بود، مالید. یهویی پیشونیم یخ بست و سرد شد؛ مثل مواقعی که شامپوی خنک کننده ی بدن میزنم. زورا بطری رو داخل سینی برگردوند و بعد یه چیزی که شبیه سیر بود، سمتم گرفت. -بخور. متعجب گفتم: -بخورم؟! سیر بخورم؟ زورا: سیر چیه؟ این یه کیک با مخلوطی از انواع جادوهاست. با جادو پخته شده، بخور. -بله؟! کیک جادویی؟ زورا: بهم داخل اجرای طلسم کمک میکنه. بخور. -چه جوری کمک میکنه؟
زورا انگار کلافه شده بود، گفت:
-این کیک با جادو و وِرد مخصوص طلسم پیدایِش پخته شده. وقتی بخوریش، من میتونم توسط نیروش که تو بدن تو پراکنده شده، طلسم پیدایِش رو اجرا کنم. -اون وقت لیس این) به گربه اشاره کردم (و اون مایع سیاه برای چی بودن؟ سایت صیغه آغاز نو : همونطور که گفتم خیسی زبون جینی جادوییه و تو تمام جادوها قابل استفادهست و اون مایع سیاه رنگی که میگی اسمش محافظ جادوئه و باعث میشه از خیسی ای که روی پیشونیته، محافظت شه. -محافظت شه؟ زورا: مثل یه جور الیه میمونه و باعث میشه که اون خیسی خشک نشه یا اینکه میکروب یا گرده های مزاحم روش نشینه. اگه خیسی آلوده بشه، تو جادو واقعاً خطرناکه. -اوه! کپ کرده بودم. واقعاً چه چیزهایی! زورا گفت: -سؤالات تموم شد؟ حالا بخور. و اون کیک سیرمانند رو سمتم گرفت. گرفتمش و گازی ازش زدم. چرا مزه ی توت فرنگی میده؟ داشتم تقریباً تا تهش رو میخوردم که زورا از دستم کشیدش.
-کافیه دیگه. پشت چشم براش نازک کردم و به گربهه که همچنان خیره بهم بود، همسریابی هلو کردم. نه این واقعاً انگار ابر ورود به همسریابی آغاز نو ندیده. -این رو از کنارم بردار، من رو ذوب کرد با همسریابی هلو. زورا اول گیج بهم سایت همسریابی پیوند کرد و وقتی دید که دارم به گربه سایت همسریابی پیوند میکنم، منظورم رو فهمید و بغلش کرد و پایین گذاشتش. -برو بیرون جینی. سایت صیغه آغاز نو هم بیرون دوید. -حیوان نفهم! لونیا: بسیار خب، زورا؟ سایت صیغه آغاز نو سمتم اومد و بعد کف دستش رو روی پیشونیم گذاشت، همون قسمتی که خیس بود و اون مایع رو مالیده بود. چشم هاش رو بست و بعد کل اتاق تو سکوت فرو رفت. حوصله م سر رفت.
سایت همسریابی پیوند به اطراف اتاق
سایت همسریابی پیوند به اطراف اتاق و وسیله های عجیب غریبش انداختم.
چرا بعضی وقت فکر میکنم دارم خواب میبینم؟
مگه خواب انقدر طوالنی میشه؟
من بیدارم و باید باورش کنم.
این آرزوی من بوده که یه ورود به همسریابی آغاز نو باشم،
که یه زندگی هیجانی داشته باشم و حاال انگاری به همه شون رسیدم. تو فکر بودم که دست زورا از روی پیشونیم برداشته شد. سایت همسریابی پیوند کردم که ازم کمی فاصله گرفته بود و تو فکر بود. چی شد؟ لونیا سایت صیغه موقت رسمی کرد و پرسید: