همسریابی آنلاین هلو - حافظ


شعر عاشقانه حافظ معروف است؟

تو که باید بهتر از من بشناسیش شعر عاشقانه حافظ با معنی حق نداشت بزنه حق نداشت این کارو کنه چشمامو با بغض روی هم بستم سولین دستی به موهام کشید

شعر عاشقانه حافظ معروف است؟ - حافظ


خواندن شعر عاشقانه حافظ معروف

پاشا هم که اخماش بیشتر توهم رفته بود داشت سوالشو حل میکرد و سولین هم با استرس بهش نگاه میکرد شعر عاشقانه حافظ با معنی شهرزاد به نظرت پشت موهام یه جوری نشده؟ این سوالو صد بار ازم پرسیدی بهداد بهداد دستی به پشت سرش کشیدو پوفی کرد امروز رفته بود آرایشگاه همش میگفت احساس میکنم پشت سرمو خراب کردن دستمو سمتش بردمو به آرومی پشت سرشو دستی کشیدم

شعر عاشقانه حافظ مولانا که خوشش اومده بود

شعر عاشقانه حافظ مولانا که خوشش اومده بود خندش گرفت خودمم خوشم اومده بود موهاش نرم و لخت بودن بوی خیلی خوبی هم میداد چه قدر موهات خوش بوهه شعر عاشقانه کوتاه میدونم خیلیا میگن با حرص بهش نگاه کردم که تک خنده ای کرد دستمو گرفتو به آرومی باال سرش گذاشت که یعنی دست بکش توش منم به آرومی دستی توی موهاش کشیدم نمیدونم چرا اینطوری شده بودم اما یه چیزی داشت منو به این کار وامیداشت که ازشم راضی بودم حضور پاشا و سولینو فراموش کرده بودیم احساس میکردم فقط منو بهدادیم که کنار همیم چه قدر دلم میخواست االن جای شعر عاشقانه حافظ مولانا داداشم نوید میبود تا اینطوری نوازشش میکردمو براش از حرفای توی دلم میگفتم یه طورایی اغده داداش و روابط خواهربرادری رو دلم مونده بود شعر عاشقانه حافظ معروف چه قدر حال میده دختر پاشا ما خونوادگی جنس موهامون نرمه همزمان همراهه شعر عاشقانه کوتاه به سمت پاشا برگشتیم که با حرکتی که کرد خشکم زد

بهداد با تعجب تکیشو از بالش کنار من برداشتو راست شد با دهن باز به منو پاشا نگاه کرد بغض کردم یه چیز خیلی بد به قلبم چنگ زد به آرومی دست لرزونمو روی یه طرف صورتم گذاشتم که داشت میسوخت وقتی به سمتش برگشتم اشک تو چشمام جمع شد اما اجازه ندادم حتی یه قطرشم بچکه پاشا با لبای بهم فشرده بهم خیره شد دستی که روم باال رفته بودو پایین اورد با اخم به سمت سولین برگشت اونم از شدت تعجب خشکش زده بود

پاشا سوالتو حل کردم کاری داشتی من بیدارم پشت این حرفش از سرجاش بلند شدو با قدمای بلند و محکمش سالنو ترک کردو از پله ها باال رفت سولین سریع خودشو به منو بهداد ر سوند شعر عاشقانه حافظ معروف هم هنوز تو شوک بود سولین دستاشو دور صورتم قاب گرفت به چشمای نگران و غمگینش نگاه کردم که باعث شد بغضم بشکنه سولین خوبی؟...خواهری؟ چرا...چرا زد؟ شعر عاشقانه حافظ مولانا کم کم دستاش مشت شد خواست بلند شه که همون لحظه سریع بازوشو گرفتم که باعث شد با حرص به سمتم برگرده نرو بهداد نمیرم دعوا میرم باهاش حرف بزنم خود به خود دعوا میشه سولین شعر عاشقانه حافظ معروف بشین لطفا االن اعصابش خرابه

شعر عاشقانه حافظ با معنی حق نداشت

تو که باید بهتر از من بشناسیش شعر عاشقانه حافظ با معنی حق نداشت بزنه حق نداشت این کارو کنه چشمامو با بغض روی هم بستم سولین دستی به موهام کشیدو موهامو پشت گوشم زد که باعث شد چشمامو به روش باز کنم سولین روت حساس شد شوک زده به سمت راستم برگشتم که با جای خالی شعر عاشقانه حافظ با معنی روبه رو شدم سولین نگران نباش رفت برات یخ بیاره اون حرف... سولین پاشا روت حساس شده وقتی داشتی تو موهای شعر عاشقانه حافظ معروف دست میکشیدی فقط من رگ باال زده گردنشو دیدم پوزخند تلخی زدمو اشکامو با دست پاک کردم به میز پشت سرم تکیه زدمو پاهامو توی خودم جمع کردم با مظلومیت به سولین که یه لبخند محو دخترونه روی لباش بود نگاه کردم 

مطالب مشابه


آخرین مطالب