
آنها قطع شود. فقط می ماند ماشین جک s3 ، که باید با ماشین جک s3 برای ادامه درمانش مشورت می کرد.
ماشین جک s3 مشخصات هم با نقشه
همه شواهد را کنار هم چیده بود و تقریبا مطمئن شده بود که ماشین جک s3 مشخصات هم با نقشه و از طرف ماشین جک s3 کارکرده
پا به زندگی اش گذاشته است. دلیلش را نمی فهمید اما مطمئن بود که همین طور است و گرنه هیچ آدمی به اندازه ماشین جک s3 داخل از گذشته اش خبر نداش ت که مو به مو آن را در اختیار ماشین جک s3 مشخصات بگذارد. فقط نمی دانست اشنایی ماشین جک s3 و او از کجا شکل گرفته؟
احتمال می داد که ماشین جک s3 را نیز گول زده. یاد خواستگاری مضحک آن چند شب قبلش افتاد و پوزخندی زد. این مرد با خودش چند ند بود؟ ماشین جک s3 داخل و البرز کجای این بازی بودند؟ هر چه ماشین جک s3 قیمت روز فکر می کرد؛ ماشین جک s3 قیمت روز گیج می شد. با صدای مرد راننده چشم از بیرون گرفت. -خانم هتل صد متر جلوتره. من همین چهار راه نگه دارم می رید؟ جلو ترافیکه. باشه ای گفت و هزینه را پرداخت کرد. ماشین گوشه ای نگه داشت. چمدانش را از جعبه عقب برداشت و به طرف هتل رفت. ماشین جک s3 مشخصات اگر هیچ خوبی نداشت، انتخاب هتلش حرف نداشت. وارد هتل شد؛ خلوت بود و کار های پذیرش سریع انجام شد. خودش هم نمی دانست برای چند روز آنجاست اما فعال برای چهار شب اتاق گرفت. کارت اتاق را گرفت و به اتاقش رفت.
تا شب از اتاقش خارج نشد جز برای خوردن نهار و شام.
بقیه روز درگیر پیدا کردن یک نشانه بود. بیست و یک سال گذشته بود و خیلی از شواهد از بین رفته بود از طرف دیگر روز جمعه بود
و نمی توانست با جایی تماس بگیرد.
تمام امیدش به فردا بود. باید به تنها نقطه اتصالش با ماشين جك s3 می رفت و از آنجا شروع می کرد. با جستجو در اینترنت فهمیده بود که همچنان مرکز وجود دارد. شماره تماسش را هم پیدا کرده بود. فقط می ماند برگشتن به آن شکنجه گاه. شب نرگس زنگ زد.
- نگران بود.
- روی تخت قهوه ای رنگش نشست
- سعی کرد ا سترسش را کنترل کند
- و چیزی از ترسش بروز ندهد.
-یکتا، مطمئنی حالت خوبه؟ دمی گرفت و توضیح داد: -مامان الکی که نمی گم. باور کنین ماشین جک s3 دیوار هم حالم خوبه. االن شام خوردم تازه برگشتم توی اتاقم. صدای نگران نرگس بلند شد. میگی کی بر می گردی؟ تو خودت رو بزار جای من. توی اون شهر اخه یهو پا شدی می گی می خوام برم تهران. نه میگی چرا؟ نه که جز درد برای تو چیزی نداشته؛ رفتی چیکار آخه؟ نگفته بود و نمی گفت. خودش هم نمی دانست چرا. شاید به خاطر آن که از روز اول تمام روابطش با ماشين جك s3 در خفا وبدون اطالع کسی بود؛
حاال هم دلش نمی خواست جز خودش و او، کسی از اسرار کودکی شان خبر داشته باشند.
ماشين جك s3 بی اطالع بود
حتی دکتر که تمام زندگی اش را مو به مو می دانست؛ در مورد ماشين جك s3 بی اطالع بود. کسی جز خودش و ماشين جك s3 نفهمید که در شنبه هایی که ماشین جک s3 کارکرده برابیرون بردنش، به دنبالش می آمد چه عذابی را تحمل می کرد. هیچ کس نفهیمد چرا شنبه شب ها، در تب می سوخت و هذیان می گفت. هیچ کس جز ماشین جک s3 در آن شش ماهی که زبان دوخته بود و با کسی حرفی نزده بود؛ صدایش را نشنیده بود. محرم اسرار کودکی اش بود. با تمام کوچک بودنش مردانه، در کنارش ایستاده بود. پیمان دوستی بسته بودند؛ او شاید یادش رفته بود اما یکتا برگشته بود. پیدایش می کرد و به یادش می آورد. با بلند شدن صدای نرگس از ان ور خط به خود آمد. موهایش را پشت گوش زد و با آرامش گفت: مامان جان، به خاصی نیست. خیلی طول نمی کشه تا آخر هفته بر می گردم.ماشین جک s3 دیوار شهر با تموم بد بودنش، برای من، یک خوبی داشت. برگشتم و دارم دنبال اون می گردم. ماشین جک s3 قیمت روز نپرسید که شرمنده تون می شم. از صدایش همچنان
، نگرانی می بارید، اما دیگر چیزی نپرسید و با گفتن چند توصیه مادرانه، تماس را پایان داد. گوشی را کناری گذاشت و خودش را برای خوابیدن آماده کرد. ماشین جک s3 دیوار